![]() |
![]() |
|
|
بلاخره پس از چند دقیقه بیشتر از 40 روز سکوت به حرمت خون پاک شهدای سبز
پیشاپیش به اطلاع میرساند که هرگونه شباهت اسامی و القاب و رفتار و کردار و ... اتفاقی بوده و اسامی کاملا اتفاقی میباشد
بازجو : نام ؟ نوح بازجو : نام کامل ؟ نوح نبی ا... بازجو : اینجا نوشته که تو کشتی سازی کشتی هم میسازم بازجو : مجوز داری راستش یه امریه از خدا.. بازجو : گفتم مجوز نه بازجو : خب این شد 10 سال ... مامورای ما گفتن تو کشتی میسازی و زوج زوج میبری توش ... برای اشاعه فحشا از کی خط میگیری؟ اشاعه ی؟ ... بازجو : انگلیس؟ اها خوبه بعد گزارش شده با کشتیت آدم هم از مرز میگذرونی بابا من اصلا خارج نشدم بازجو : آره جون خودت واسه همین کشتیت رو اونورا پیدا کردن ؟ ببینم از کی زدی تو خط قاچاق دختر ؟ آقا من خرگوشم خوبه؟ بازجو : یه تور دو ماهه دور سواحل کهریزک و جزایر اوین برات تجویز میکنم به شرطی که با دادگاه همکاری بیشتری کنی مینویسم که بازپرس اونجا برات وبلاگت رو آپدیت کنه . اینم به خاطر گل روی آقا پسرتونه که جزو بسجیان مفید و کارآمدن من ...( بوم )
بازجو : نام یونس ماهی نشین بازجو : نام خانوادگی گفتم که.. بازجو : جدی؟ 6 ماه کهریزک برات نوشتم و روزی 30 تا باتوم بعد صبحونه استفاده میکنی حتما جواب میده 20 تا از بالا و..
بازجو : نام ابراهیم بازجو : نام خانوادگی بت شکن بازجو : منظورت از بت کیه ؟ کدوم بت ؟ بازجو : خفه شو من خودم با صد تا مثل تو سروکله میزنم هر روز.. خب .. .. تو بودی ریدی تو آتیش نمرود ؟ جا.. جا.. جانم ؟ بازجو : گلستانی که ساختی چه رنگی بود ؟ از کی خط میگیری ؟ خط چیه .. من اینکاره نیستم .. خونه میخوای بگو من بسازم بازجو : اینجا مدارکی داریم که تو یه بچه رو بردی تو صحرا معلوم نیس چیکار کردی بعد چاقوت رو برعکس گرفتی فکر کردی نمیبره ولش کردی مسئله اصلا... بازجو : ببینم ندا آقا سلطان هم تو کشتی ؟ قتل های زنجیره ای چی ؟ زهرا کاظمی ؟سعید امامی ؟ خابیل ؟ مدارک میگه تو موسوی و خاتمی و کروبی و هاشمی رو کشتی جنازه هرکدوم رو سر یک کوه گذاشتی نه عزیز اونا چهار تا پرنده بودن ... که زنده هم شدن .. در ثانی اینایی که گفتی که هنوز زنده اند بازجو : اولا اگه فکر میکنی دوباره زنده میشن باس عرض کنم که نه خیر اون ... رو لولو برد زنده بودن اینا چی بازجو : غصه اونم نخور .. تا زمانی که اعترافات تو منتشر بشه اونا هم.. مااااااااااااااااااااااا (بوم)
بازجو : نام موسی کلیم بازجو : کلیمی هستی پس ؟ چند ساله با اسرائیل رابطه داری؟ هیچی بازجو : سرباز جان قربان دستت یه چند تا باتوم .. ای عصااااا به تو امر میکنم مار شو بازجو : این یکی چقدر تحت تاثیر فیلمای هالیوودیه ... خوبی عمویی؟ ای نیل از هم بشکاف بازجو : آخی ... اون چیه ؟ فرمان 8 ماده ای امام؟ نه ، ده فرمانه یه سه ماه بهشت کهریزک پاداش این شجاعتت . مینویسم اونجا جلسات توجیهی مار و شکاف و اینا برات بذارن تا دیگه فرق سحر و معجزه رو تشخیص بدی (بوم)
بازجو : نام عیسی بازجو : نام خانوادگی مسیحا بازجو : خب ، نام پدر ؟ مممممممممم ...(بوم)
بازجو : نام یوسف بازجو : نام خانوادگی کنعانی بازجو : عزیز مصر که میگن تویی؟ خب بله بازجو : پس نوچه ی مبارکی ؟ در مورد این ها چه توضیحی داری ؟ روابط نامشروع با زلیخا ؟ دود دادن پیراهن برای شفای چشم مصدومان گاز اشک آور ؟ رفت و آمد به درون چاهی تاریک همراه اردلان شجاع کاوه در دوران نوجوانی ؟ مک آپ شدید صورت در فیلم فیلم ؟ آخ بنده یه تشکر به والده ی کارگردان اون سریال بدهکارم بازجو : خفه .. ادعای انرژی درمانی و جوان نمودن زنان هلوسیما .. شورش بر علیه معبد نهاد رهبری مصر .. کمک کردن به اسرائیل در جنگ علیه غزه .. انجام حرکات موزون هنگام دیدار پدر.. ..اه خسته شدم .... با بیست و سی مصاحبه میکنی یا یه راست میری تو سوییتت؟ مصاحبه میکنم . امضا میکنم .. هر کار بگین میکنم .
بازجو :نام ؟ خدا
بازجو : یه داروی نظافت مینویسم برات تو زندان استفاده میکنی و خوب خوب میشی
بازجو : آهای زندان بان چقدر دیگه مونده یه 14 تایی مونده البته یکیشون در رفته بازجو : بقیه رو بفرست کانادا مثل ترانه موسوی درس بخونن .. متن اعترافاتشون رو خونه پر میکنم
این پست رو تقدیم میکنم به تمام بازجویان کان بر جف علی الخصوص عزیزان در کلانتری گاندی
|
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و نهم آبان 1388ساعت 17:33 توسط مسترخالیبند |
|
|
- بخوان - هاین؟ - بخوان - جانم؟ - بخوان - بامنی؟ - بخوان - ماراتن من بازی میکنی؟ - بخوان - جبرئیل تویی؟ - بخوان - خواندن ندانم - بخوان - آخ .. قبلنا بهتر بودیا - بخوان - چی بخونم؟ - بخوان - چشم .. اوهوم ........ گلپوووونه هاااااااااااااااااای وحشششششششششششی دشششت امیییییدم -خفه شو ..... بخوان - چرا میزنی خب - بخوان - زوریه؟ - بخوان - اوه اوه باشه باشه سر این باتوم رو بکش کنار - بخوان - تو متولد ماه حملی؟ - بخوان - اوکی باشه اره اره میدونم نخونم باس بخورم - بخوان - تو چقدر حقوق میگیری؟ - بخوان - بابا خب این خیلی بد خطه - بخوان - لامصب این که پر از غلط املاییه - اخ اخ نه نزن نزن چیز نکن اخ #@#$42$@#$ باشه میخونم میخونم بسمه ای تعالی ، اینجانب محمدعلی ابطحی اعتراف میکنم..
سلام عرض میکنم خدمت بینندگان عزیز بیست و سی امیدوارم خوب و خوش باشید و نماز روزه ها قبول باشه ، من حوا هستم همسر حاج آدم . میخواستم بگم که این شایعاتی که در مورد هابیل میگن همش دروغه .. هابیل الان دو ساله تو کانادا داره درس میخونه و اصلا اینجا نبوده و این شایعاتی است که دشمنان دکتر قابیل درست میکنن تا زحمات ایشون رو کم رنگ کنن حال آنکه ما هرچی داریم از ایشون داریم .
تو یکی از خبرگزاری های حامی دولت کریمه میچرخیدم دیدم عکس کتک خوردن خاتمی رو گذاشتن و از هولشون متوجه جریان نشدن بنابراین تیتری بدین عنوان رفته بودند » خاتمی در تظاهرات روز قدس بدون عمامه ظاهر شد. بعد متوجه شدم چند سایت خبری حامی دیگر نیز به استناد این سایت همچین ... القدس القدس خلصنا من النار یا رب
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه دوم مهر 1388ساعت 3:55 توسط مسترخالیبند |
|
|
برای شروع یک نظام در .. مالزی – انتخابات برگزار میکنند و پس از آوردن اکثریت آرا بحث کارشناسی میشود و قانون میشود و اجرا میگردد ایران – اجرا میشود و با متخلفان برخورد میشود سپس قانون میشود و در نهایت از کارشناسان موافق نظر سنجی میشود پاکستان - بمب منفجر میکنند.
برای انتخاب برنامه های تلویزیونی مالزی - کارشناسی میشود و برنامه های محبوب و مفید برای توسعه انتخاب میشود ایران - از نویسندگان کیهان دعوت به کارگردانی میشود و همینه که هست پاکستان – در شبکه مربوطه بمب منفجر میکنند.
برای تعیین خط فقر مالزی - به اداره آمار مراجعه میشود و نتایج مستقلا از این اداره اخذ میگردد ایران – یه جلساتی تشکیل میشود و آماری که به صلاح باشد به اداره آمار داده میشود. پاکستان –در محله فقرا بمب منفجر میکنند.
برای تعیین اختیارات رییس جمهور مالزی - طبق قانون رسیدگی میشود و دستگاه های نظارتی مشغول انجام وظیفه میشوند ایران – هاله نور دیده میشود و هر کی ... انگلیسی است پاکستان –او را با بمب منفجر میکنند.
برای گرفتن مجوز فرد باید مالزی – باید به اداره مربوطه رفته و پس از گرفتن دو تا سه امضا ( در صورت استاندارد بود) مجوز صادر میگردد ایران – باید یک جفت کفش نایک بخرید و به اداره مربوطه رفته و سر کیسه را شل بنمایید تا مگر شما مورد عنایت آبدارچی قرار گیرید پاکستان – باید بمب منفجر کنید.
برای پیشرفت کارمند در اداره جات دولتی مالزی - باید طبق قانون و سر ساعت کار کند و با اضافه کاری و طرح های سرمایه ای رضایت ما فوق خود را کسب کنید ایران – باید نماز بخونی و بازم و بازم ترجیجا تسبیح و پینه پیشانی و اصطلاحات شاسی بلند عربی ( اسعدا... ایامکم و .) توصیه میشود. پاکستان - باید یه بمب دیگر منفجر کنید.
برای رسیدگی به اعتراضات مردم مالزی – دو نماینده از بین آنان انتخاب میشود تا درخواست ها را مطرح کنند ایران – یگان ویژه و بسیج و لباس شخصی و دیگر نیکویان به اعتراضات رسیدگی میکنند پاکستان – معترضین را منفجر میکنند.
برای آماده شدن برای مرگ مالزی – پس از 80 سال با حقوق بازنشستگی مشغول درست کردن ماکت های برج میشود ایران – سوار هر یک از هواپیماهای داخلی میشوید و کمربند را میبندید. پاکستان - از صلح حرف بزنید
برای انجام یک عملیات انتحاری مالزی – اصولا اعتقادی به این حرکت ندارد و در نهایت خودکشی میکنند ایران – به خود بمب بسته و در قسمت کفشداری منفجر میکنید تا موجب زخمی شدن دو نفر شود پاکستان - به علت عمق فاجعه ...
در مقابل یک وبلاگ منتقد مالزی – سایت مرجع مورد نظر اقدام به پاسخگویی میکند ایران - یا فیلتر ... یا ارشاد ... و یا مرحوم میشود پاکستان – بومممممممممممممممممم ! چیز : راستی ازم خواسته بودن نشریات مورد علاقم رو معرفی کنم
عبارتند از : ![]() ![]() ![]() ![]() _________________________________________________ این پست رو تقدیم میکنم به دوست عزیزم ![]() آسمون های بچه ! |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و سوم مرداد 1388ساعت 19:22 توسط مسترخالیبند |
|
|
با سلام و خسته نباشید اخبار در 60 ثانیه را تقدیم شما میداریم ********** به اعلام دفتر ریاست جمهوری برای مقابله با نماد انقلاب های رنگی شروع پاییز از اول تیر ماه می باشد ********** روز خوبی داشته باشید
![]()
![]()
برای ثبت عظمت های مردم لرستان میخواهم از شما یک سوال بکنم . میگن شما خیلی وقته اینجا منتظرید . از ساعت 10 ؟ ساعت 9 ؟ ساعت 8 ؟ ساعت 7 ؟ پس ساعت چند ؟ 6 ؟ |
|
+ نوشته شده در
جمعه نهم مرداد 1388ساعت 18:39 توسط مسترخالیبند |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
به رغم کور دلانی که منع عشق کنند __ تمام برگ درختان شهر من سبز است
|
| نوشته های پیشین |
|
آبان 1388 مهر 1388 مرداد 1388 |
|
RSS
|